فقط و فقط پوریا پورسرخ
I believe love can touch us
شادمان شد تا شنید این سرگذشت روز میلاد امام هشتم است هشت هشت جمعه هشتاد وهشت آرم آرم دل تنگم داره بی تو میمیره یار محبوب قشنگم من فراموشت نکردم بی تو اینجا رو نمی خوام و میرم و برنمیگردم این پوسترای خوشگلو مثل همیشه ابجی گلم خیلی خیلی مرسیییییییییییییییییییییییی شکوفه جونم احوالات؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امروز که زنده رود برای ما عقل درست و حسابی نذاشته فرض کنین ساعت ۱۱ تازه از خواب ناز بیدار میشی بعد برعکس هر هفته جمعه که میپری رو تیوی شبکه اصفهانو بزنی میری تو آشپز خونه صبحونه بخوری بعد تو هم در حالی که هنوز خوابی و نون تو دهنت بگی نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه بعد بهت بگن چطور ممکنه پوریا رو آوردن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا این یه عکسو علی الحساب داشته باشید تا بقیه داستان البته شرمنده این تی وی و اینام پیداس من چشمم به تی وی بود اصلا نمیدونستم چی میگیرم بعد که عکس ها رو میدیدم دیدم یه دو سه تا عکس هم از یخچال و اینا گرفتم جون تو اصلا این شکلی شده بودم اقای رشیدپور به پوریا گفت جوون تر از قبل شده خودشم تایید میکرد پوریا یه کوچولو در مورد روزحسرت ونقش منفیش صحبت کرد بعد گفت که دوتا کار کمدی کرده که خودش هم باورش نمیشه بعد از اذان هلن رشیدپور رو اوردن(دختر رضا رشیدپور) رشیدپور بهش گفت برو با عمو پوریا دست بده رفت دست داد بعد پوریا گفت سلام علیکم(لطفا با لهجه کاوه خونده بشه این بچه هم چسبیده بود به لیندا کیانی ولش نمیکرد خلاصه حرف از تحصیلات لیندا شد وپوریا گفت خوشحالم که خانوم کیانی هم از بازیگران تحصیل کرده هستن (فوق لیسانس فلسفه)رشید پور گفت خودت هم دارای تحصیلات عالیه هستی بعد یه تیزی پخش شد ورشید پور رفت بچششو بذاره اتاق فرمان نیومده بود رو صحنه پوریا شروع کرد خودش برنامه رو اجرا کنه که رشیدپور اومدونذاشت بعد دیگه شروع کردن درمورد حرفه سخت مجری گری حرف بزنن رشیدپور به پوریا گفت تو خودت هم میتونی یک نکته قابل توجه خانوم کیانی خیلی با پوریا راحت بودن هیچی دیگه یه کوچولو هم لیندا از پوریا تعریف کرد وگفت خیلی خوشحال که باهاش هم بازی شده دوباره هلن اومد........گرمش بود ........رفت پیش لیندا پوریا بهش گفت اینو دربیار شروع کردن شماره بگن برا تعیین مسابقه هفته پیش نکته:این عینکه خیلی به پوریا میومد بعد هم دفترخاطرات زنده رود رو اوردن که پوریا دوباره اون نقاشیو که دفعه پیش کشیده بود رو نشون داد دیگه وقت خدافسی شد نکته:آقای رشیدپور به پوریا گفت که فن بیانت خیلی خوب شده .پوریاگفت:منظورت شین وسینمه؟؟؟؟ گفت :تازه باید دوران دانشجویمو میدید میگفتم :سلام استاد خسته نباشید(لطفا باسین سر زبونی بخونین)بچه ها اینجاش خیلی باحال بود بود هیچ جور نمیشه توصیف کرد خب دیگه بچه ها۲۴ مهر هم شد یه خاطره به یاد موندنی ...............خیلی خوشحالم
میلاد باسعادت سلطان خراسان برهمه شیعیان مبارک باد![]()



شکوفه جونم
برام درستیده![]()
![]()
![]()
![]()
(اگه صبحونه نمیخوردی میمردی) بعد یهو بهت زنگ بزنن بگن ساجـــــــــــــــــــــــــــــــــی میبینی زنده رود رو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
چشتون روز بد نبینه ما اینو که شنفتیم عین چی تلفنو انداختم با حرکت آهسته رفتم تو تی وی حالا مگه روشن میشد ؟؟؟؟؟؟؟؟با کلی آیه الکرسی وراز ونیاز و خواهش و التماس این تی وی دلش به رحم اومد و روشن شد که یهو چشم ما به جمال زیبای جیگرم روشن شد![]()
![]()
(الهییییییییییییییییی قربونش برم)
![]()
![]()
هی عین مرغ سر کنده این ور اونور میدوییدم هی به در و دیوار میخوردم![]()
![]()


![]()
(فک کنم منظورش شیروعسل وچراغ قرمز بوده
)
)هلن نشست وسط لیندا کیانی وپوریا رشیدپور بهش گفت:بابا عمو پوریا رو بووووووس کن
پوریا صورتشو اورد جلو بوسش کرد ولی هلن گفت نمیخوام بوسش کنم!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
بعد پوریا کلی از رشید پور تعریف کرد رشیدپور هم انگار دارن قند تو دلش اب میکنن![]()
![]()

![]()
![]()
(ژاکت تنش بود هلن)
اول به پوریا گفت پوریا گفت ۳۸۳۴ وبا پز وفخر به لیندا نگاه کرد بعد رو به لیندا کرد لیندا گفت ۲۰۰۱بعد پوریا اعتراض اورد که این اسون بود لیندا گفت حالا تو خودت میتونی اون عددو تکرار کنی دوباره؟؟؟وپوریا کاملا همون عددو تکرار کرد (قیافه لیندا در این موقع واقعا دیدی بود
)بعد لیندا دوباره گفت ۳۰۰۱ بعد پوریا گفت حالا به خاطر این ۳۰۰۲![]()
ولی من خوشم نمیاد عینک بزنه دوست دارم چشمای خوشگلشو واضح ببینم![]()
![]()
![]()

اول گفت خانوما مقدمن که لیندا شروع کرد به خدافظی بعد هم پوریا![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |



